15 آبان 88
حرفهای در گوشی بابابزرگ ... |

امروز بابا بزرگ و مامان بزرگ و عمه شیطونه اومدن، بابا بزرگ طبق تصویری که ملاحظه می کنید یه چیزهایی رو توی گوشم خوند و آخرش هم اسمم رو گفت.
البته بابابزرگ یه کمی هم من رو چلوند چون نمی دونست چطوری باید یه نی نی ناز مثل من رو بغل کنه،
من که درست متوجه نشدم چون خواب بودم، اما شاهدان میگن اذان و اسم مبارک ما رو ادا فرمودند.
.jpg)


نظرات
ماه مون :
من می دونم بابا بزرگت چه اسمی رو در گوشت گفت :)
.
فرنوش دلم برات تنگ شده
ماه مون - November 6, 2009 10:14 PM
sajedeh :
نی نی کوچولوی ناز سبز باشی
بووووووووووووووس
sajedeh - November 6, 2009 10:33 PM
بی تا :
شروع زندگیت مبارک دختر کوچولوی دوست داشتنی.
قدمت مبارک باشه برای مامان و بابا.
مادر شدن دوست خوبم هم مبارک.امیدوارم همگی روزهای زیبایی رو در پیش رو داشته باشید
بی تا - November 6, 2009 10:51 PM
احسان عابدی :
نی نی کوچولوی عزیز، تولدت خیلی خیلی مبارک. برای بابا و بابابزرگ خوبت هم مبارک باشه. امیدوارم همیشه خوشحال و سرحال باشی خانم خانما.
احسان عابدی - November 7, 2009 1:06 AM