26 فروردین 89
گاه نوشته! |
بنده هر روز سوار کالسکه میشم و توی محله یه گشتی میزنم.
پاتوقم هم پارک محله است که وسطش یک دریاچه قشنگه با کلی جک و جونور.
دیروز یه پسر بچه شیطون گیر داده بود که ببینه اسم من چیه!
عصری هم یک خانم راهبه با عصا جلوی من ایستاده بود و هی قربون صدقه ام می رفت.
عجب آدمهایی پیدا میشن ها ! هر کدام یک جوری به من گیر میدن:)
.jpg)


نظرات
محمد حسين :
سلام عمو جان
تنها تنها خوش ميگذروني
مگه قرار نبود من ببرمت كوه.
خوش باشي عزيزم
فرنیک: آقوم :)
محمد حسين - April 19, 2010 9:09 AM
رزاس :
سلام عزيزم
قربونت برم.
ايشالا خوب و خوش باشي گلم
رزاس - April 25, 2010 11:32 AM