Farnik Logo
 

« گاه نوشته! | اول اول بلاگم | »

29 فروردین 89

دستهای من!

الان دیگه فرنیک با دستهاش می تونه پاشو بگیره ولی هنوز موفق نشده که انگشت های پاشو بخوره!
پرتقال و لیوان هم می تونه بلند کنه و نگه داره!

نظرات

:

عمه ی بابا:
قربون دستات برم دستای تو خیلی قشنگ هستند و کارهای قشنگ دیگه ای هم خواهند کرد
دستانی که دوستی عشق محبت و مهربانی را خواهند اموخت فقط مواظبشون باش

 

ضحی :

عزیزم قربون دستای کوچلوی قشنگت برم

 

یاسمن :

آخ که من قربونش برم :* :* :*

 

رها :

جيگرش را برويم با دست وپا

 

خاله سارا :

قربونت برم قرار بود زود به زود وبلاگتو اپ دیت کنی که!چی شد پس؟به مامان بابات هم بگو وبلاگاشونو آپ کنن دیگه

 

:

آفرین به خودت و بابا و مامات چون خیلی زود شروعی کردی.

 

محمد :

آفرین به خودت و بابا و مامات چون خیلی زود شروعی کردی.

 

یاسمن :

کجــــــــــــــایی دخمل خانوم ؟؟؟؟؟؟
دلمون برات تنگ شد خب!!

 

دورا :

به زودی یه غر دیگه هم به مجموعه‌ی غرهاش اضافه می‌کنه: چرا نمی‌تونم همه‌ی پامو بکنم توی دهنم؟

 

کیانا :

پس چرا عکس جدید نمی ذارین تو سایت؟

 

یاسمن :

همه چه روبه راهه؟ چرا نیستی ؟

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)