11 مرداد 89
چهارده و پنجاه دقیقه به وقت بلژیک! |
دیروز ساعت ده دقیقه به پانزده! به مادرم گفتم ماما!
مادرم هم خوشحال هی به پدر میگفت دیدی چی گفت؟!
البته قبلا هم لای و لوی گریه هایم میگفتم ماماماما یا بابابابا ولی این بار فرق میکرد.
سه دفعه هم چانه مادرم را گاز گرفتم با این دو تا دندون دندانه دندانه تیزم و دو دفعه هم شانه پدرم را. هر پنج بار هم صدای جیغشان به هوا رفت.
.jpg)

