Farnik Logo
 

« چند خط شکایت! | اول اول بلاگم | شکمو! »

2 شهریور 89

خوش خوشانه!

رفتیم جشن نمی دونم چی چی !
وسایل بازی و سرگرمی را دیدیم و از هیاهو و جمعیت دور شدیم تازه کیفش کوک شده و توی بغل من و باباش جابجا میشه و یک دستشو در هوا تکون تکون میده و بلند بلند برای خودش آواز میخونه و میخنده و هرکسی از بغلمون رد میشه کلی شاد میشه!

نظرات

زهرا :

ما عکس این کومبولی خانم نازنینو بخوایم ببینیم،کیو باید ببینیم...
دلمون براش تنگ شده،آی مامان بابای تک خور!!!

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)