دوست داشتنی و شیرین و بی خواب |
فرنوش و حنیف را میگوید٬البته به گویش فرنیکی! فرنوش می شود نَنوش و حنیف میشود عّنییی( ی را کشیده میگوید)
بده و بیا و نی نی را هم می گوید.
در کمد را باز میکند. پایین ترین کشویش را میکشد بیرون . بعد میرود توی کشو می ایستد و بعد اگر سرحال باشد٬ روی لبه کشو می ایستد که به طبقات بالا هم دسترسی پیدا کند و سپس هر چیزی را که دوست داشته باشد از کشو می کشد بیرون و نقش زمین میکند.
یک سری کارها هستند که بچه تصمیم میگیرد انجام بدهد و اصلا هم مربوط به این نمیشود که دیده باشد یا یادش گرفته باشد بلکه مغزش دستورش را میدهد و او اجرایش میکند. بله ! امان از دست آن مغز کوچولوی پر کار با آن فرمان های دپورتی اش! حسرت میخورم که چرا مغز من از این دستورها نمیدهد
.jpg)

