Farnik Logo
 

« کابوسی به نام مریضی | اول اول بلاگم | جهت ثبت در تاریخ! »

1 تیر 90

دختر جان در نوزده ماهگی

خوابهای شبانه اش بهتر شده است.

اینها را میگوید:

اُمی= مامان

اَبی = بابا

اَبَل = بغل

بده

چی شد؟

اُف

ما ( با تاکید روی میم و کشین آ) = به من توجه کنید ! کارتون دارم! اینکارو بکنید! اینو بدید!

تُب تُب = بفرمایید

حائِز = خداحافظ

بای

جیز

های = سلام

این

اوه نُ!

در درآوردن ظروف از ماشین ظرفشویی نهایت همکاری را انجام میدهد. اول ظروف طبقه پایین را دانه دانه در میاورد و وقتی تمام شد٬ سبد پایین را هل میدهد سر جایش و سپس روی در ماشین ظرفشویی می ایستد و لیوانها را از قفسه بالا میدهد. برای هر دانه هم میگوید تُب تُب! در نهایت هم در ماشین را می بندد!
گاهی اوقات هم سبد قاشق چنگال را به جای زنبیل با خود به اتاق می برد و بعد از مدتی بر می گرداند.

بعد از خرید هم می رود کنار در صندوق ماشین می ایستد تا در جابه جایی خریدها کمک کند. اگر چیزی که بدستش می دهیم سنگین باشد هی میگوید اوه اوه!


نظرات

فریور :

عکس بزارین از جوجه

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)