15 مرداد 90
کوچولویی با ذهنی ناشناخته |
دیروز دست به موهایش کشید و گفت مو. بعد آمد موهای من را کشید و گفت مو. گفتم برو موهای بابا را هم نشانش بده٬ نک پنجه و شادمان رفت و دست کشید به سر حنیف.
فکر می کنم آخرین باری که موهایش را به او شناساندم تقریبا یک سال پیش بود.
.jpg)


نظرات
ساجده :
خوب سرت گرمه ها ...
بچه خوبه ؟ به دردسرش می ارزه به نظرت ؟
ساجده - August 10, 2011 6:05 PM
زهرا رهبر :
همینهایی که کشف میشه خیلی شیرینه...خوش به حال فرنیک که یه جا از کودکیش ثبت میشه!
زهرا رهبر - September 5, 2011 1:04 AM