Farnik Logo
 

« September 2011 | اول اول بلاگم | December 2011 »

همه ی October 2011

18 مهر 90

دردلهای مادرانه:) فقط جهت ثبت در تاریخ

در یک عملیات دو مرحله ای استشهادی٬ موهای فرنیک کوتاه شد.

بعد همه گفتند آخه چرا موهای این بچه را کوتاه کردی؟ !

راستش توی مرحله اول بعد از هزارمین باری که

تنظیم کردم تا چتری های در چشم فرورفته اش را کوتاه کنم٬ یک دفعه آروم شد و من گول خوردم و تا

دست به قیچی شدم با یک وووووول ٬ همه چیز به هم ریخت. البته به نظر من که خوب پیشرفت ولی

خب نظرات دوستان چیز دیگه ای میگفت.

در مرحله دوم٬ پشت موهای فرنیک هم کوتاه شد که همه چیز به هم بیاد. به نظرم باز خوب شد. هنوز

ولی کسی در مورد پشت موهاش نظر نداده.

ولی در کل خیلی خوشحالم که کله فرنیک سبک شده.

| | محبت های شما (0)

28 مهر 90

شیطنت !

*پریروز فرنیک یک جمله ناقص گفت: مامان من اینو { میخوام}

*از دیروز هم به من که مادرش باشم میگه مایا! نمی دونم مامان و مارلین - مربی مهد کودک- را با هم

قاطی کرده به این نتیجه رسیده یا چی؟!

امروز توی راه برگشت از مهد کودک تا خونه هی فرنیک میگفت مایا!‌ منم بهش میگفتم صغرا! می

خندیدیم. البته یکمی هم که گذشت دیدم صغرا هم بهش میاد از بس جوجه است:)

| | محبت های شما (2)