می ایسته بعد هی اون عروسکشو تکون میده و بعد کومپی می افته.
| لینک نوشتم
| محبت های شما (2)
رفتیم جشن نمی دونم چی چی !
وسایل بازی و سرگرمی را دیدیم و از هیاهو و جمعیت دور شدیم تازه کیفش کوک شده و توی بغل من و باباش جابجا میشه و یک دستشو در هوا تکون تکون میده و بلند بلند برای خودش آواز میخونه و میخنده و هرکسی از بغلمون رد میشه کلی شاد میشه!
| لینک نوشتم
| محبت های شما (1)
سه روزی میشه که از تخت نشینی و محوطه بازی به فضای بزرگتری به اسم کف زمین منتقل شده. خیلی هم خوشحاله چون
می تونه بره به تلویزیون ابراز محبت کنه٬ سیم های پشت تلویزیونو بکشه٬سوکت های رنگی را مزه مزه کنه! اسباب بازی ها
و عروسک ها و دمپایی ها را با خودش حرکت بده-[اول اون شی را دستش میگیره بعد پرتش میکنه جلو و به دنبالش میره].
البته گاهی هم شی مورد نظر را محکم می گیره و کلی این ور و اونور می برد.
چیز هایی که دوست نداره را پرت میکنه و من واقعا موندم این بچه از کجا یاد گرفته این حرکت را انجام بده.
| لینک نوشتم
| محبت های شما (1)